الشيخ محمد جواد الخراساني

2

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

شور حسينى مرا بر آن داشت كه فرصت را غنيمت شمرده و خوف فوت هم مؤيّد رسوخ عزيمت گرديد تا در مراثى آنحضرت چنانچه به زبان عربى گفته‌ام به زبان فارسى نيز ابياتى از اثر طبع خود بيادگار گذارم . تا هم مرا بدينخدمت فضيلتى باشد شايد اين فضيلت مرا وسيلهء شود كه بأو امتثال امر حقّ سبحانه و تعالى نموده باشم كه فرموده است - يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ابتغوا اليه الوسيلة و جاهدوا فى سبيله لعلّكم تفلحون - اميد كه اين وسيله مرا نافع شود - يوم لا ينفع مال و لا بنون الّا من اتى اللّه بقلب سليم و هم بدين مراتب مراتب اخلاص مودّت خود را نسبت بخاندان عصمت و طهارت كه حقّ فرموده - قل لا اسئلكم عليه اجرا الّا المودّة فى القربى - از مقام خفا و ستار هويدا و آشكار و صدق صفاى باطن را به ظاهر نيز قرين تصديق و اقرار سازم . و هم خود را در زمرهء ذاكرين و نام خود را در دفتر مرثيه‌گويان اهل بيت ؟ ؟ ؟ ثبت و مشمول ( لكلّ بيت بيت فى الجنّة ) گردانيده باشم . و هم تا بحدّى قطع حجّت از اشخاص بىسماجت و رفع عذر و حاجت از ذوات بىلجاجت شده باشد تا در هنگام اعتراض و قدح بر اشعاريكه خارج از مقام ادب يا از غير اهل مذهب است نگويند - فأت باية ان كنت من الصّادقين - و تا نگويند - انّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة - و تا نگويند چنانچه گفتند - و اذا لم تاتهم باية قالوا لو لا اجتبيتها - و امثال اين اعذار غير موجّهه كه در قرآن بسيار است كه از اشخاص نقل و حكايت كرده . دامنهء عذر بحدّ توسعه پيدا كرده كه از قضيّهء ارزن پهن كردن بر ريسمان يا سياه بودن خر ملّا نصر الدّين كه جزو فكاهيّات است بالا زده تا بحدّيكه خدا حكايت ميفرمايد